تبليغاتX
تا دلم چی بخواد......

تا دلم چی بخواد......

...........

بابا بی خیال خسته ام من از عشق/چرا سرنوشت واسم اینجوری نوشت

عشقمو برد و اونو ازم گرفت/دیگه خسته ام من از این عهد زشت

روز اول و اون عهد بینمون/روزی که بوجود اومد اون عشق شوم

روزی که کردم من اون اشتباه رو/ازش خواستم باهام بیاد همه ی راه رو

می دونستم که دارم می کنم کار بدی/اما دوستش داشتم و این نبود حرف کمی

بودم عاشقه اون چشاش/می خواستم درک کنم عشق رو تو چشاش

فقط با اون روزام خوب و شاد بود/اما حیف که روزای خوشو زود باد برد

دوست داشتنش بود واسم مثل یه رویا/اما می ترسیدم من حتی از یه نگاه

بالاخره دادم اونو من از دست/اون رفته و حالا اینجا من از بس

گریه کردم آخه بی اون نمی تونم/زنده بمونم اینو خوب می دونم

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت19:58توسط نگین | |

باز دوباره تنهاییو شب و سکوتت     

باز دوباره یاد تو و غم نبودت

باز دوباره بهت می گم تنهام گذاشتی

رفتی و این بغضو توی صدام گذاشتی

می خوام بهت بگم پیشم بمون اما نمیشه

می خوام بهت بگم نرو نرو مگه چی می شه

بعد تو پرسه میزنم شبای سرد و خسته رو

تو رفتیو منو حس پشت سرت گفتم نرو

 

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت21:26توسط نگین | |

تو رفتی ولی بدون از قلبم/عشقت بیرون نمی ره تا وقتی هستم

قلبم بی تو از تنهایی می لرزه/نمی خوام بی تو باشم حتی یه لحظه

هنوز عکس اون چشمشای زیبات/توی ذهنمه از یادم نمی ره حرفات

همه کارات من یادمه/من دوست داشتم تورو یه عالمه

حتی تو سختی هاتم من کنارت بودم/اما دوست نداشتی از اینکه من یارت بودم

 

+نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت21:57توسط نگین | |

هر چی گله صورتیه     فدای مهربونیات

دار و ندارم یه دله           اونم فدای خنده هات

 

+نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت21:35توسط نگین | |